۱۳۸۹ تیر ۲۸, دوشنبه

طالقان

یه شب طالقان بودیم. تاصبح صدای بلبل و رود خونه میومد.
مسخرس ولی همش احساس میکردم توی یه فضای مجازی هستم

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

خواب راحت


تصور نمیکنم لذتی بالاتر از لذت خواب راحت وجود داشته باشه
یعنی به محض اینکه سرت به بالش رسید خوابت ببره

۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

درد ِ بی دردی

نمیدونم چه حسیه وقتی همه چی خوب و روبراه هستش افراد دچار یه سری حالات میشن
بعضیا شروع میکنن به منفی بافی که ممکنه فلان اتفاق بیفته یا بیسار بلا نازل بشه
یه عده همش در حال غصه خوردن برا دیگران هستن
و یه سری دیگه که گفت میشه بلند نظر تر هستن نگرانی هایی جهانی دارند مثل فقر ، فساد ، رایج شدن در آمد های نامشروع بین مردم از کارمند عالی رتبه بگیر تا کفش و لباس فروش ها وانواع اقسام ظلم هایی که تو دنیا میشه
.
.
.
یه بیت شعر هست میگه


مرد را دردی اگر باشد خوش است


شما تا حالا به این قضیه فکر کردین؟

۱۳۸۸ خرداد ۳۰, شنبه

هی رفیق سرتو بدزد

یه وقت کسی اشتباه فکر نکنه
بعضی نامزد های ریاست جمهوری فقط به آراء اعتراض دارن و اصلاً کاری با این آشوب ها ندارن
چه طرف دارن شخص دیگه , چه طرف داران خودشون , چه مردم عادی اگه کشته بشن مهم نیست
نهایت جنگ داخلی شروع میشه که کار به مدا خله نیروی خارجی کشیده میکشه
افغانستان و عراق هم اصلاً درس عبرت برای ما نیستن حتماً باید به خا ک سیاه بشنیم بعد تازه عقل بعضیا برسه که هدفشون این نبوده

۱۳۸۸ خرداد ۲۸, پنجشنبه

تکرار تاریخ


سی سال پیش انگلستان با رادیو بی بی سی موجبات انقلاب ایران رو فراهم کرد

حالا با کانال تلویزیونیه بی بی سی داره به انقلابی دیگه کمک میکنه


سی سال پیش کلی زن و مرد تو این مملکت کشته شدن و الان مردم میگن غلط کردیم

همه حسرت اون رو ها رو دارن میگن روزگار خوبی بود مردم آدم های بهتری بودن

الان هم انقلابی دیگه در شرف وقوع ومطمئنن دوباره همین مردم پشیمون خواهند شد

۱۳۸۸ خرداد ۱۸, دوشنبه

پرنده ی ذهن




آیا وقتی ذهن تو به فضای بیرون ِ بینهایت فکر میکنه از قفس گریخته؟


یا وقتی بقل دستیت قبل از اینکه تو به زبون بیاری آب میخوام لیوان پر آب جلو روت گرفته؟


یا وقتی داری فکر می کنی که سیارات به خاطر کشش ستارگان سرجاشون ایستادن ,خود ستارگان با چه نیروی تو فضا معلق هستن و سقوط نمیکنن؟


سقوط کنن کجا میفتن؟

دنیای درون و اطراف ما


دیشب امدم برم یکم دراز بکشم دیدم همسرم تو اتاق خواب داره نماز میخونه رفتم اتاق دخترم
نماز همسرم تموم شد چراغ اتاق رو خاموش کرد از جلو در اتاق دخترم رد شد چرا غ راهرو رو روشن کردواصلاً متوجه حضور من شد
میشه گفت من ترسیدم ( من رفتم دزدی یه آمبولانس خبر کنید سکته کردم به دادم برسه )با اینکه من ا ز وجود اون اطلاع داشتم و اون از وجود من بی خبر.
نمیدونم بگم انسان جاهل یا نادان یا خود نشناس ..... نمیدونم فقط میدونم که انسان خیلی قدرت ها داره که از اون بی خبره
و نمیشه منکر این قدرت ها شد خیلی از این قدرت ها رو شنیدیم و یا تو تلویزیون و روزنامه و غیره دیدیم و افراد بیشماری وجود دارن که حاضر نیستن قدرت هاشون به نمایش بذارن
حالا نمیخواد از ماوراء جنگل های افریقا مطلع باشیم که در دراین زمان در اون جنگل ها چه میگذره ولی حداقل باید بدونیم در اطراف خودمون چی میگذره